من اعلان جنگ میکنم علیه تمام مگر میشودها، تمام حالا بعدنها، تمام از شنبهها، تمام آنها نمیگذارندها
من اعلان جنگ میکنم علیه تمام وقت ندارمها، تمام سرم شلوغ استها، تمام فعلن نمیرسمها
من اعلان جنگ میکنم علیه تمام اوضاع خراب استها، حالم بد استها، با این اوضاع مملکت نمیشودها
من اعلان جنگ میکنم علیه تمام حالا فرصت هستها، تمام بگذار سر فرصتها، تمام الان وقتش نیستها
من اعلان جنگ میکنم علیه تمام ما بدبختیمها، تمام ما جهان سومیمها، ما شانس نداریمها، ما فلکزده ایمها
من اعلان جنگ میکنم علیه تمام این چیزها به ما نیامدهها، تمام پایت را به اندازه گلیمت درازکنها،
من اعلان جنگ میکنم علیه تمام کلاه خودت را سفت بچسبها، تمام به ما ربطی نداردها، تمام دیگی که برای ما نجوشد سر سگ بجوشدها
من اعلان جنگ میکنم علیه تمام عیب استها، در شأن تو نیستها، به شخصیت تو نمیخوردها، زشت است برای سنو سال توها
من اعلان جنگ میکنم.
19 دیماه 1402 / تهران