تاریخ اگر با ایکاشها و اگرهای ما ساخته میشد حتمن خیلی لوس و بیمزه از کار درمیآمد. نه چالشی، نه بالا و پایینی، نه جنگی، نه خیانتی، نه توطئه و دسیسهای، نه حتی داستان و قصهی دندانگیری.
همه چیز گل و بلبل بود و هیچ برگی برای بازخواندن و شگفتی و عبرت نداشت.
نهایتش میشد چیزی مثل داستانها و کارتونهای فانتزی کودکانه و فیلمهای سرخوشانهی بیسروته.
.
آدمها اما همیشه خواستهاند با اگرها و ایکاشهایشان صورتهای نو برای تاریخ نقش کنند.
ولی تاریخ همیشه راه خودش را رفته، نه با اگرها کاری داشته نه با ایکاشها.
واقعن “همان بهتر که تاریخ با اگرها و ایکاشهای ما نوشته نمیشود.”
6 آذر 1403