اولین تغییر مسیر مهم زندگیم سال 78 بود،در هنرستان گرافیک میخواندم ولی رویای سینما رهایم نمیکرد. هنوز یک نوجوان عشق سینما بودم که آرشیو مجلههای سینماییش یک کمد را پر کرده بود و فقط برای دیدن سلام سینمای مخملباف هفتهشت باری مدرسه را پیچانده بود. ولی انگار زود فهمیده بودم سینما برایم آب و نان نمی شود و امیدی به وصالش نیست و در حد همان عشق بماند کافی است. کم کم غرق لذت گرافیک و عکاسی شدم و تبدیل شدم به یک فیلمبین و نقدخوان حرفهای که از گرافیک فرهنگی و تبلیغاتی پول درمیآورد و خرج نگاتیو و دوربین و کاغذ عکاسی میکند.
12 – 13 سالی همینطور گذشت که یکباره دغدغه جدیدی به چیزهایی که میخواستم تجربهشان کنم اضافه شد: مستندسازی
دیگر گرافیک مثل قبل راضیام نمیکرد و حوصله کلنجار با مشتریهای بیذوق و پرمدعا را هم نداشتم. عکاسی هم برایم تفننی شده بود. وقتش بود که یک تغییر مسیر دیگر بدهم. مستندسازی و ساخت ویدیوهای تبلیغی و ترویجی به خصوص در حوزهی کتاب را در کنار گرافیک شروع کردم و اینبار هم خودم را غرق لذتی نو و کمیاب دیدم. گذشت تا چهار سال پیش که همزمان با ظهور کرونا باز هم دغدغه جدی و جدیدی در من ظهور کرد. دیگر مستندسازی هم پاسخ این دغدغهام را نمی داد. اینبار اما تغییر مسیر، ناگهانی نبود.
نزدیک چهار سال است درگیر این تغییر مسیر جدیدم. این مسیر تازه فرصتی است که برای درک تجربهای عمیقتر و آزمون چالشی تازهتر به خودم دادهام و از پس چند سال یادگیری مداوم و محک و مشاهده و اصلاح برآمده. یقین دارم دستاوردهایی بزرگتر و شیرینتر هم برایم به ارمغان خواهد داشت.
امروز اما با تمام وجود از این تجربهگرایی راضیام و هنوز هم شیفته کوششهای نو و کشف و پیمودن راههای جدیدم.
محتوای این سایت هم براساس همین رویکرد و مسیر تازه شکل گرفته و عرضه خواهد شد…