میل غریب آغازیدن

خواندن روزنوشتهای شاهین کلانتری هوس نوشتن را بدجوری میاندازد در وجودم/ هر جملهاش مثل یک پسگردنی میخورد پشت سرم و هلم میدهد سمت قلم و کاغذ/ دست و پایم را گم میکنم/ هول میشوم/ باید فوری شروع کنم به نوشتن تا این شهوت آرام بگیرد/ چند خطی که مینویسم، آرام میشوم و هرچه بیشتر آرامتر/ […]
بدون عنوان/ شماره 1

یکشب یکدفعه اتفاقی میافتد که همه کارهایی که میخواستی انجام بدهی و به بهانههای مختلف عقب میانداختی دیگر به درد نمیخورند و بیارزش و بیاهمیت میشوند. یکباره همه ایدهآلهایت برایت بیمعنی میشوند و حسرت میخوری که کاش فقط انجامشان داده بودی حتی نصفه و نیمه و ناقص. منتظر شرایط ایدهآل نباش؛ هیچ ایدهآلی وجود ندارد. […]
مسیـرینـو، چالشیتـازه

اولین تغییر مسیر مهم زندگیم سال 78 بود،در هنرستان گرافیک میخواندم ولی رویای سینما رهایم نمیکرد. هنوز یک نوجوان عشق سینما بودم که آرشیو مجلههای سینماییش یک کمد را پر کرده بود و فقط برای دیدن سلام سینمای مخملباف هفتهشت باری مدرسه را پیچانده بود. ولی انگار زود فهمیده بودم سینما برایم آب و نان […]
یک ستایشنامه واقعی

معمولن آدم قدردانی هستم. حتی گاهی زیادهروی میکنم، ولی اهل تعریف و تمجید گزاف و متملقانه نیستم. باید حتمن درخورش باشد که لب به تعریف و تمجید از کسی باز کنم. به نظرم کلمات و به خصوص صفات، وزن و ارزش دارند و به همین راحتی نمی توان خرجشان کرد و چیدشان پشت سر هم. […]
اینهـا درسـتبشو نیستند

امروز جمله ای از الکساندر پوپ خواندم که حسابی فکریام کرد: «عصبانیت، گرفتن انتقام اشتباه دیگران از خودمان است» . بارها شده راننده بیملاحظه روبرویی یا کناری میپیچید جلویمان و ما از دستش عصبی میشویم و سرش داد و بیداد میکنیم و او بدون اینکه عین خیالش باشد گازش را میگیرد و میرود و ما […]