*این مقاله را بر مبنای مدل تکجملهنویسی، ارائه شده توسط شاهین کلانتری گرامی در کارگاه جستارگاه نوشتم.
– حاضرم برای به دست آوردن چه چیزهایی ، چه چیزهایی را از دست بدهم؟
– این سؤالی است که همیشه برایم دغدغه بوده.
– انگار همیشه باید در ازای به دست آوردن هدفی یا رسیدن به دستاوردی، چیزی را از دست بدهیم.
– مثل کودکی که والدینش به او وعده دادهاند برای آنکه فلان چیز را برایش بخرند فلان کار را نباید بکند.
– یا دانش آموزی که برای نمره آوردن باید یکسری تفریحاتش را کنار بگذارد.
– یا بیماری که برای بهبود و بازیافتن سلامتی اش باید قید یکسری غذاها یا رفتارها را بزند.
– برای پاسخ این سؤال لازم است اول بدانم چه قرار است به دست بیاورم و چه چیزی قرار است از دست بدهم.
– جواب این سؤالات هم برای رسیدن به پاسخ اصلی لازم است:
– از آنچه دارم در حال حاضر کدام را حاضرم از دست بدهم؟
– چیزی که میخواهم به دست بیاورم چقدر برایم ارزش دارد؟
– آیا اصلن حاضرم برای داشتن و به دست آوردنش چیزی را بدهم یا قربانی کنم؟
– آنچه قرار است از دست بدهم چقدر برایم مهم و ارزشمند است؟
– شاید آنچه قرار است بدهم زیاد هم مهم و حیاتی نباشد.
– آیا حاضرم چیزی که برایم خیلی مهم است را از دست بدهم؟ چیزی که زیاد به آن وابستهام.
– آیا حاضرم چیزی که برایم خیلی مهم نیست را از دست بدهم؟ چیزی که نبودش اختلالی در زندگیم ایجاد نمیکند.
– چطور میتوانم بفهمم برای به دست آوردن آنچه میخواهم، باید چه چیزی را بدهم؟
– آیا مطمئن هستم آنچه میخواهم را حتمن به دست خواهم آورد؟
– چه چیزهایی برایم آنقدر ارزشمندند که به هیچ قیمتی حاضر به از دست دادن و رها کردنشان نیستم؟
– به جز سلامتی، خانواده، ارزشهای اخلاقی و اعتقادی، چه چیز دیگری هست که نمیخواهم از دست بدهم یا قربانی کنم؟
– البته شاید از دست دادن کلمه مناسبی برای این فرآیند نباشد. کنار گذاشتن یا رها کردن شاید بهتر باشد.
– از دست دادن بار معنایی منفی دارد در حالی که اینجا منظور فنا نیست، منظور چشم پوشی و رها کردن خودخواسته است.
– از دست نمیدهم بلکه خودخواسته کنار میگذارم.
– پس کار آنچنان که اول نشان میداد خیلی هم نباید سخت باشد.
– قرار نیست چیزی از دست برود بلکه قرار است کنار گذاشته شود و رها شود.
– وقتی چیزی را رها میکنیم خودمان هم آزادتر و سبکتر میشویم.
– درک این مفهوم هم کار را آسانتر میکند.
– حالا اگر این رها کردن یا کنار گذاشتن یا از دست دادن سخت است چطور میتوانم این سختی را برای خودم آسان کنم؟
– مقایسه ارزش آنچه به دست میآورم با آنچه از دست میدهم شاید راه مناسبی باشد.
– پس باید ابتدا ارزش چیزی که به دست میآورم و چیزی که از دست میدهم را دقیق محاسبه کنم.
– اگر ارزش این دو را ابتدا درست محاسبه و بعد مقایسه کنم و اگر کفه این مقایسه به نفع چیزی که به دست میآورم سنگینتر باشد طبعن آسانتر میتوانم درد و سختی آن چه رها میکنم یا از دست میدهم را بپذیرم.
– شاید هم اصلن درد یا سختی در کار نباشد.
– وقتی ارزش آنچه به دست میآورم به وضوح بیشتر و بالاتر باشد کار ساده است ولی اگر محاسبه این ارزش آنقدر واضح و ممکن نباشد آن وقت چه؟
– مثلا در موضوعی مثل مهاجرت ارزشگذاری و محاسبه چیزی که به دست میآوری و چیزی که از دست میدهی به این سادگیها نیست.
– شاید اصلن معیارهایم بعد از مدتی تغییر کند.
– به نظرم در این مواقع ملاک باید اکنون و حالحاضر باشد و گرنه در هر مقایسهای متغیر زمان میتواند نتایج تحلیل را تغییر دهد.
– حالا اگر همه این محاسبات و مقایسهها درست انجام شود اصلن چه تعهدی برای انجام درست فرآیند حذف وجود دارد؟
– چگونه میتوان مطمئن شد آیا فرآیند حذف و کنار گذاشتن درست انجام شده یا خیر؟
– در بعضی موارد مثل همان مثال مهاجرت این صحتسنجی ساده و شفاف است. یعنی تا فرآیند رهاسازی و قربانی کردن را کامل انجام نداده باشی بیشک به آنچه قرار است دست یابی دست نخواهی یافت و فرآیند رهاسازی لازم قطعی و واضح است.
– ولی در موضوعی مثل کنکور، محاسبه اینکه چقدر فرآیند حذف و قربانی کردن درست و کامل انجام شده و اینکه چقدر از نتیجه و دستاورد به دست آمده یا نیامده وابسته به انجام درست فرآیند حذف است اینقدر شفاف و واضح نیست.
– میتوان به صراحت گفت در بیشتر موارد این موضوع که چقدر فرآیند قربانیکردن و رهاسازی درست انجام شده قابل محاسبه دقیق نیست و بهترین معیار وجدان و صداقت درونی فرد با خود است.
– باز هم به نظر میآید ارزش آنچه به دست خواهیم آورد و میزان شوق و میلمان برای به دست آوردنش، رابطه مستقیمی دارد با میزان تعهد و صداقتی که برای رهاکردن و قربانی کردن داریم.- قطعن آنچه به دست میآوریم هر چه ارزشمندتر باشد و هرچه میل و اشتیاقی برای به دست آوردنش داریم بیشتر باشد میزان تعهدی که برای رها کردن و کنار گذاشتن داریم هم بیشتر خواهد بود.
– با این اوصاف اگر خودم بخواهم پاسخ سؤال اصلی مقاله را بدهم احتمالن پاسخم این خواهد بود که آنچه حاضرم از دست بدهم نسبت مستقیمی دارد با ارزش آنچه میخواهم در قبالش به دست بیاورم و البته میزان اشتیاقی که در من برمیانگیزاند و البته آنچه مطمئن هستم در قبال هیچ دستاوردی حاضر به از دست دادنش نیستم سلامتی، آرامش و امنیت خانواده، حقوق و آبروی انسانهای دیگر و ارزشهای اساسی اخلاقی و اعتقادی مانند انصاف و وفاداری است.